August 15, 2006

روز خوب. روز موهبت. روز زیبا. روز آرام. روزی برای
. . .
پنج صبح می خوابم. صبح تمام اتاق را روشن کرده بود که چشم هایم را بستم. نه صبح با صدای اخبار بیدار می شوم که از شروع آتش بس می گوید. چشم هایم را می بندم. ده از صدای تلفن بیدار می شوم. منگ می شینم توی هال. منگ و گیج. خانه معمولی است. همه چیز مثل همیشه است
. . .
روز آرامش. روز دریا. روز آبی. روز سکوت
. . .
صبح جنگ تمام می شود. یعنی می گویند تمام شده است. تلفن هایم را می زنم. یازده نشده نشسته ام رو به روی ژوزفینا. فایل سکوت های موازی را باز می کنم. دو صفحه می نویسم. بعد . . . می بینم که تمام شد. بخش اول تمام شد. مکث می کنم. یعنی واقعا دیگر فصل اول تمام شده است؟ می روم به صفحه ی بعد، می نویسم پرده ی دوم، می نویسم سراسر ِ شب. فایل را بعد از ظهر میل می زنم تهران
. . .
به گزارش خبرگزاری ایسنا، مجوز کتاب عاشقیت در پاورقی ابطال شده است. سه چاپ این کتاب به خوبی فروخته بود و چاپ چهارم توقیف شد. چند روز پیش در مورد این کتاب در جشن کتاب نوشته بودم
. . .
شب. سکوت اتاق. چهار بعد از ظهر خوابیدم و هفت شب بیدار. چشم هایم را باز می کنم. اخبار ساعت هفت دارد اخبار جشن در لبنان پخش می کند. که آوارگان دارند به خانه های شان – خانه های باقی مانده باز می گردند
. . .
به گزارش خبرنگار ایسنا آذردخت بهرامی اولین مجموعه داستان اش را به زودی با نام شب های چهارشنبه منتشر خواهد کرد. چه خبر خوبی
. . .
هشت شب
نشسته ام و سر روی کاغذ ها خم. یک ساعتی می گذرد. آخرین جمله را توی دفتر یادداشت می کنم. برگه ها را توی کاور می گذارم و بسته ی جدید را می گذارم روی تخت. روی آخرین صفحه نوشته شده موخره. فصل پنج کتاب اول تمام شد. فقط بیست صفحه ی دیگر کار کنم کتاب تمام می شود. فکر می کردم دو هفته از برنامه ام عقب باشم، ولی طبق برنامه کتاب تمام می شود. لبخند می زنم. لبخند های شیرین
. . .
رمان میرا با ترجمه ی لیلی گلستان بیست و پنج سال توقیف بود و از توقیف در آمدنش پنج بار تجدید چاپ پیاپی بود. درخواست چاپ ششم برای اعلام وصول به وزارت ارشاد ارائه شد، به گزارش خبرنگار ایسنا چاپ ششم کتاب توقیف شده است
. . .
شب به نیمه می رسد. شب از نیمه می گذرد. صبح
. . .
چشم هایم را می بندم. چقدر خوب است که آدم هنوز می تواند امیدوار باقی بماند
چقدر خوب است
. . .

سودارو
2006-08-15
حدود ده شب

پرسیده اند متن انگلیسی نمایشنامه ی اتاق را کجا می شود پیدا کرد؟ فایلی ندارم که برای کسی میل بزنم، کتابی را انتشارات رهنما در سال 1381 چاپ کرده است به نام
Understanding Drama
که در آنجا می توان این نمایشنامه را خواند