July 31, 2006

می شنوی؟ صدای جنگ همین طوری بالامبی روی سرت می افتد. خودت را به نشنیدن هم بزنی، کر و کور و لال و منگول هم که باشی صدایش آنقدر بلند شده که توی صورتت می پاشد، قطره های خون را می گویم. گیرم حالا آنقدر عادت کرده باشی به شنیدن صدای خون آلود فریاد های مرگ آلود که اصلا برایت یک ذره هم مهم نباشد، که به درک چه می شود، هر چه می خواهد بشود، البته، شاید آنقدر کور شده ای که نمی توانی صورت خودت را هم در آینه ببینی

توی اتاق راه می روم و یک جمله توی ضمیر هوشیارم پیچ و تاب می خورد

Peace is Possible
Peace is Possible
Peace is Possible
Peace is Possible
.
.
.


ممکن است؟ چرا ذهن آدم ها نمی تواند این واقعیت ساده را قبول کند؟

مانعی وجود دارد
مانع یک روح شیطانی است

همان روح شیطانی که به دستور حزب نازی میلیون ها یهودی را آواره، قتل عام کرده بود – در سال هایی که چشمان خدا بسته بود، به قول خود یهودی ها – حالا همان روح تصویر خندان دختران جوان هشت، نه ساله ای می شود که رو موشک ها یادداشت می نویسد و لبخند شان تا بناگوش باز است وقتی موشک ها روانه ی خاک لبنان می شود. همان روح شیطانی می شود که گِتو را اینبار نه در ورشو که در غزه می سازد

این همان روح شیطانی است که وقتی هر سال به طور متوسط دویست هزار نفر در حکومت صدام حسین در عراق می میرند سکوت می کند، هر روز چند نفر تا هزاران نفر در افغانستان می میرند سکوت می کند و تا مهمیز های ارتش اشغال گر را بر پوست سرزمین های در فقر و جنگ فرو رفته احساس می کند فریاد و فغان ش به آسمان بلند می شود که شاهد هستید ظلم را؟ شاهد هستید ظلم را؟

این همان روح شیطانی است که وقتی سی میلیون در چین، بیست میلیون در روسیه، یازده میلیون نفر در آلمان نازی و نمی دانم چقدر ِ دیگر در کدام ده کوره ی دیگری در اردوگاه های عقیدتی – نژادی تصفیه می شوند سکوت می کند، که برایش سود دهی کارخانه ی جنرال موتورز مهم است، حالا به درک که موتور هایش را تانک های نازی می خرند برای جنگ در روسیه استفاده می کنند. حالا به درک که بمبی که می سازند کجا می ریزد. حالا به درک که فرانسه باشند و مهد حقوق بشر و هم زمان سومین تولید کننده ی سلاح در جهان و بمب هایش در ویتنام بریزد، به درک

این همان روح شیطانی است که مرگ را ارمغان زندگی در آفریقا کرده است. که در کنسرت لایو ایت یکی از خوانندگان برای مسخره کردن دویست هزار تماشاگر حاضر در هاید پارک لندن گفت هر سه ثانیه یک نفر در آفریقا می میرد، بیایید همراه من هر سه ثانیه همراه با آهنگی که می نوازم بشکن بزنیم. این همان سکوتی است که امشب در هزاران نقطه در جهان پایکوبی مجلس رقصی است که به نیمه رسیده است. این همان سکوتی است که بر لب ها مانده، حک شده، یک جزو ساده ی زندگی شده، که از یازده سپتامبر فقط آدم ها می میرند. خبر ها می گویند آدم ها می میرند. به درک که می میرند

این همان روح شیطانی است که انسان قرن بیست و یکم را ساخته است. روحی شیطانی درون من، تو و تمام آدم های روی زمین، تمام آدم های مجهز به اینترنت، ماهواره، رادیو و تلویزیون و روزنامه و مجله و اس ام اس و تمام راه های شیطانی برای از دست دادن روح انسانی، تبدیل شدن به یک بی روح احمق که فقط فکر می کند این ماه را چه طور بهتر زندگی کند، چه طور درآمد بیشتری داشته باشد، که
. . .

این روح شیطانی انسان است
این انسان اجازه نمی دهد صلح ممکن شود
این انسان غریبه نیست
این انسان من هستم که می نویسم و تو که می خوانی

* * * *

جنگ در لبنان از مزخرف هم مزخرف تر شده است، چرا آتش بس نمی کنید خر های بیشعور عوضی؟ امروز تلویزیون پر بود از تصاویر مرگ در یک روستا در لبنان. نگاه نکردم چون بد جور بهم می ریزم. واقعا بهم می ریزم. بس کنید دیگر
. . .

* * * *

یک ایرانی مقیم لبنان از جنگ می نویسد، تحلیل هم می کند، جالب است

http://kaariz.blogfa.com/

نشریه ی ادبی عروض، جالب بود، ان شاء الله مبارک و پایدار باشد

http://www.arooz.com/

سودارو
2006-07-31
بیست و سه دقیقه ی صبح

کتاب راز داوینچی در ایران توقیف شده است. نسخه های باقی مانده به دو برابر قیمت خرید و فروش می شوند. فروشنده ی کتاب فروشی ای در مشهد امروز گفت نگران نباشید، افست ش به زودی می آید. از این وضعیت متاسفم. همین