May 04, 2004

سلام

به هم می رسیم و یک نفر یادش می آید و لبخند تلخی صورت را پر می کند: خبر را شنیدی؟ و من آرام می گویم دیروز بابا به من گفت . . . و ما پیرتر می شویم وتنها تر در این دنیایی که از غم لبریز شده است . . . خداحافط گل آقا . . . خداحافظ . . . سلام ما را هم به خدا برسان و بگو که اینجا چقدر تنها شده ایم . . .



* * * *

هلاک آمده ام خانه، به پیشنهاد من برای روز معلم خواهرزاده ام _ سال اول دبستان_ کتاب خریدیم، ساعت هفت و نیم به زور کتک از رختخواب کشیدنم بیرون_فکر کنم جالب ترین خاطره امروز برای خواهرزاده ام همین بیدار کردن من بوده باشد _ و بعد همراه هم دو تایی ویلون خیابان ها شدیم، نمی دانم کدوم آدمی به این نتیجه رسیده خیابان راهنمائی یک طرفه باشد، پیاده رو ها شلوغ و لبریز از آدم_ به قول خواهرزاده ام آدم ها داشتند می افتادند توی جوب_ و چراغ قرمزهای مزخرف_99 ثانیه برای یک خیابان که سه تا ماشین کنارهم می توانند از آن رد شوند_ و کتاب فروشی های مثل همیشه بی کتاب. علامه مشهورترین کتابفروشی مشهد است_البته با انتشارات امام_ الان هم ده نفر آدم توی آن بودند، ولی همیشه کتاب هایی که من می خواستم را نداشت، کتاب های گلی ترقی را می خواستم که فقط خاطرات پراکنده را داشت، چراغ ها را من خاموش می کنم را هم تمام کرده بود، هل هل کنان رفتیم کتابفرشی رشد و آخر هم خواهرزاده ام خسته شده بود، کوری را خریدیم و داستانهای کوتاه چخوف"چخوف جوان" را، اولی را به اعتبار نام_هنوز کوری را خودم نخوانده ام_ و بعدی را با اعتبار انتشارات پنجره خریدیم. امیدوارم یکی به فکر پخش کتاب باشد، 20 فرودین ده تا کتابفروشی سر زدم تا آخر سر یکی "سه کتاب" زویا پیرزاد را داشت. خوش به حال تهرانی ها که یک خیابان دانشگاه کتاب دارند.



* * * *

دیروز به استفاده از پرینتر مفت شوهر خواهر و کاغذهای مفت بازمانده از امتحانات پایان ترم شوهر خواهر "شاه سیاه پوشان" را پرینت زدم. خدایا چه بگم از این قلم که آدم را مبهوت می کند، کتاب را می گویند هوشنگ گلشیری نوشته است، البته با نام مستعار، شنیده ام خانوم طاهری تکذیب کرده اند این موضوع را، ولی برای من که چیزی حدود هشت کتاب آقای گلشیری را بلعیده ام این جمله بندی مال خود گلشیری بود و یا کسی داریم که این قدر به ادبیات کلاسیک آشنایی دارد و جمله بندی بلد است و جمع جور کردن داستان بلد است و می تواند بنویسد، اگر چنین کسی داریم و گلشیری ما نیست، خدا را با تمام وجود شکر.



کتاب را می توانید از کتابخانه سایت دوات دریافت کنید و لذت وافر ببرید، البته اگر آقای گلشیری را می فهمید



* * * *

میل یکی از دوستان را یک نفر هک کرده، طرف آشنا است، یعنی یک میل به من زده بود و طوری نوشته بود که من باور کرده بودم خود دوستم است، یعنی اطلاعات خصوصی او را می دانست، میل من هم در خطر هک شدن است، اگر کسی برایتان به اسم من میل زد و چرت وپرت نوشت من نیستم.



2004-05-01

نه و نیم شب