May 20, 2004

چه مستي است ندانم، كه رو به ما آورد!
كه بود ساقي و اين باده از كجا آورد؟
چه راه مي زند اين مطرب ِ مقام شناس
كه در ميان ِ غزل قول ِ آشنا آورد؟
صبا، به خوش خبري، هدهد ِ سليمان است
كه مژده ي طرب از گلشن سبا آورد.
دلا! چو غنچه شكايت ز كار ِ بسته مكن
كه باد ِ صبح نسيم ِ گره گشا آورد.
علاج ِ ضعف دل ما كرشمه ي ساقي ست؛
بر آر سر! كه طبيب آمد و دوا آورد.
تو نيز باده به چنگ آر و راه صحرا گير
كه مرغ نغمه سرا ساز خوشنوا آورد.
رسيدن گل و نسرين به خير و خوبي باد!
بنفشه شاد و كش آمد، سمن صفا آورد!

مريد ِ پير مغانم؛ ز من مرنج اين شيخ،
چرا كه وعده تو كردي و او به جا آورد!

* * * *
فلك غلامي ِ حافظ كنون به طوع كند
كه التجا به در ِ دولت شما آورد.



به سركار خانوم خوارزمي و شوهر گراميشان جناب آقاي مهندس خوراكيان
با آرزوي روزهاي خوش
و لحظات لذت بخش
و زندگي توام با شيريني و عشق

از طرف تمام دوستان دانشگاه