May 09, 2004

در مورد وب لاگ

باید یک کم درباره وب لاگ بنویسم

اول اینکه من فعلا از یک کامپیوتر قرضی استفاده می کنم چون ژوزفینا رفته تعطیلات و در نتیجه الان دسترسی به فایل هایم ندارم و وب لاگ انگلیسی باید یک هفته ای منتظر بماند تا خانوم ژوزفینا از استراحت بر گردد، البته شاید یک کم زودتر. این کامپیوتر هم که الان استفاده می کنم سرعتش یه چیزی مثل سرعت لاک پشته و من حالم گرفته می شود تا این دو تا نرم افزار رو با هم اجرا کند. الان هم پدرم رو در آورد تا ورد را آورد

دوم اینکه وب لاگ من یک مقدار مشکلات ادیت داره که دو تا دلیل برای این موضوع دارم: اول صفحه مخصوص نوشتن به زبان فصیح انگلیسی طراحی شده نه فارسی چون شکر، فعلا هم بلاگر طراحی فارسی ندارد، دوم این که من توی ورد می نویسم و بعد کانکت می شوم و پست می کنم که باعث کمی بهم ریختگی می شود

مسئله دیگر آن که من اصلا قصد ندارم توی این وب لاگ عکس بگذارم، احساس خوبی نسبت به این همه عکس که توی اینترنت ریخته ندارم، عکس هم مثل ادبیات مقدس است و من نمی توانم این موضوع را نادیده بگیرم

بعد هم این که من قصد دارم فقط لینک های مربوط به دانشگاه خیام را در صفحه ام بیاورم، لطفا اگر از دوستان کسی وب لاگ و یا سایت دارد لطفا آدرسش را در اختیار من قرار دهد تا در این صفحه بیاروم

یک موضوع دیگه این که من و گوته چند روز پیش گفتگوی نازی داشتیم در مورد نوشته های وب لاگ، من باید توضیح دهم که من می نشینم روی صندلی و ورد را می آروم و شروع می کنم به نوشتن و فقط آن چه دورنم باشد را می نویسم و بعد یک دور سرسری می خوانم تا غلط های املایی را بگیرم که غالبا هم از دستم در می رود و چند تا غلط می ماند بعد هم پست می کنم. من هیچ وقت نوشته هایم را ادیت مفهومی و ادبی نمی کنم
شاید برای همین کمی مشکلات پیش بیاید، که بعضی جاها خیلی صریح می نویسم و بعضی جاها خیلی دو پهلو و از این حرف ها

من همین طوری هستم، باورم کنید، قصد نقاب زدن هم ندارم

مطلب دیگر من از هر کسی که ممکن است از نوشته های این بلاگ مخصوصا اسم هایی که انتخاب می کنم ناراحت شود از صمیم قلب معذرت می خواهم، من نه قصد مسخره کردن کسی را دارم و نه قصد توهین به کسی را، من فقط آدم ها را تقریبا این جوری می بینم، می دانید فرشته بال دار خال خالی برای من خلاصه وجود این دختر است و من چی کار کنم که پرستو به جای راه رفتن همه اش دارد بالا و پایین می پرد و بادبادک خط خطی یک پسر ناز است که پشت ماسک اخمویش مخفی است

آدم ها برای من این شکلی اند
من فقط دنیا را همان طور می نویسم که می بینم

از این که این نوشته کمی کسل کننده شد ببخشید

سودارو - 2004-05-09